مطالب مرتبط با کلید واژه

انتشارات نادریان


رمان خارجی «من پیش از تو»
معرفی رمان خارجی «من پیش از تو»

رمان خارجی «من پیش از تو»

مرد ثروتمندی که بعد از تصادف ناتوان شده و دختری از طبقات پایین جامعه که برای پرستاری انتخاب شده تا امید به زندگی را به پسر برگرداند.

ادامه مطلب
رمان خارجی «پس از تو»
معرفی رمان خارجی «پس از تو»

رمان خارجی «پس از تو»

خواننده با لو در وضعیتی روبرو می‌شود که او از طرفی با غم از دست دادن ویل و از طرف دیگر با عذاب وجدان ناشی از کمک به او برای پایان دادن به حیاتش دست و پنجه نرم می‌کند. روحیه و زندگی او بسیار آشفته و پریشان است. لو دچار افسردگی شده است حال آنکه ماه‌ها قبل به ویل قول داده بود که تمام تلاش خود را بکند تا زندگی هیجان‌انگیز و شیرینی را تجربه کند. اما حالا هیچ فعالیت خاصی انجام نمی‌دهد.

ادامه مطلب
رمان خارجی «شازده کوچولو»
معرفی رمان خارجی «شازده کوچولو»

رمان خارجی «شازده کوچولو»

وقتی یک معما خیلی پر زور باشد کسی جرئت نافرمانی ندارد. گرچه هزاران مایل دور از هر آبادی و در چند قدمی خطر مرگ این مسئله به نظرم بی معنی آمد، کاغذ و خودنویسی از جیبم درآوردم. اما بعد یادم آمد که آنچه یاد گرفته ام جغرافی، تاریخ، ریاضی و دستور زبان بوده است و با کمی کج خلقی به آدم کوچولو گفتم که نقاشی بلد نیستم. او جواب داد: مهم نیست. یک گوسفند برایم بکش...

ادامه مطلب
رمان ایرانی «وایِ درنگ خدایان»
معرفی رمان ایرانی «وایِ درنگ خدایان»

رمان ایرانی «وایِ درنگ خدایان»

وای درنگ خدایان: در مزدیسنان (قدیمی‌ترین ریشه‌های دین زرتشت) اعتقاد بر این است که اهورامزدا (خدای پاکی‌ها) و اهریمن (خدای ناپاکی‌ها) دو خدای جدا و قدرتمندند که در ازل تصمیم می‌گیرند با هم بجنگند.

ادامه مطلب
رمان ایرانی «دیدگاه آینده‌سازان»
معرفی رمان ایرانی «دیدگاه آینده‌سازان»

رمان ایرانی «دیدگاه آینده‌سازان»

کتاب دیدگاه آینده‌سازان، داستان دختری دانشجو است که خسته از درس و دانشگاه، دست به قلم برده تا دغدغه‌ها و ناراحتی‌هایش را به رشته‌ی تحریر درآورد. در همین حین، پیامی از دوستش می‌آید و توجه او را به خود جلب می‌کند. این پیام به ظاهر ساده، نقطه آغاز تغییراتی اساسی در او شده و محتوای اصلی داستان این کتاب را ایجاد می‌کند...

ادامه مطلب
رمان ایرانی «بوی عطر نارنج»
معرفی رمان ایرانی «بوی عطر نارنج»

رمان ایرانی «بوی عطر نارنج»

چند ساعتی در حافظیه روی نیمکتی روبروی درخت­های نارنج نشسته بودم و با اشتیاق خاصی به مردم، نگاه می­‌کردم. عده­‌ای در حال گرفتن عکس بودند و عده­‌ای دیگر در گوشه­‌ای فال می­‌گرفتند. محو تماشای دختر بچه‌­ای شده بودم که کنار حوض ماهی ایستاده بود و به مادرش اصرار می­‌کرد که به او اجازه دهد تا به داخل حوض برود و با ماهی­‌ها بازی کند. اما مادر دستش را می­‌کشید و مانع رفتن او می­‌شد.

ادامه مطلب
رمان خارجی «حیوانات شبگرد»
معرفی رمان خارجی «حیوانات شبگرد»

رمان خارجی «حیوانات شبگرد»

داستان به نامه‌ای بازمی‌گردد که ادوارد شوهر نخست سوزان ماروف در سپتامبر گذشته برای او فرستاد. ادوارد یک کتاب نوشته بود، یک رمان. و سوزان باید در مورد خواندن آن تصمیم می‌گرفت. او شگفت زده شده بود، زیرا در طول بیست سال به جز کارت‌های کریسمس از همسر دوم ادوارد که امضای «عشق» داشتند، هیچ حرف عاشقانه‌ای از ادوارد نشنیده بود.

ادامه مطلب
رمان خارجی «دختری در قطار»
معرفی رمان خارجی «دختری در قطار»

رمان خارجی «دختری در قطار»

«دختری در قطار» نه‌تنها یک رمان مهیج و پلیسی، بلکه تریلری روان‌شناختانه است که موفق شد خیلی زود رکورد پرفروش‌ترین‌هایی چون هری پاتر را بشکند و همچنان در صدر باقی بماند.

ادامه مطلب
رمان خارجی «اثاثیه خانوادگی»
معرفی رمان خارجی «اثاثیه خانوادگی»

رمان خارجی «اثاثیه خانوادگی»

این لحظه فوق‌العاده بود، انگار آلفردا ما را به خانوادة جدیدی تبدیل کرده بود. مادرم معمولاً می‌گفت، دوست ندارد زنانی را که سیگار می‌کشند ببیند. ‌نگفت که این کار شرم‌آور است، یا اصلاً خانمانه نیست، فقط گفت دوست ندارد.

ادامه مطلب
رمان خارجی «دشمن عزیز»
معرفی رمان خارجی «دشمن عزیز»

رمان خارجی «دشمن عزیز»

پس از ازدواج جودی ابوت با جرویس پندلتن، مادام لیپت، مدیر نوانخانه ژان‌گریر از کار اخراج و سالی مک‌براید، صمیمی‌ترین دوست جودی ابوت برای این سِمت انتخاب می‌شود. این کتاب، نامه‌های سالی مک‌براید به جودی ابوت است که از اتفاقات و اندرحواشی نوانخانه برای او می‌گوید. منظور از دشمن عزیز دکتر رابین مک‌ری پزشک نوانخانه ‌است که دوشیزه مک‌براید برای لجبازی این نام را روی او نهاده‌ است.

ادامه مطلب
رمان خارجی «مردی به نام اُوه»
معرفی رمان خارجی «مردی به نام اُوه»

رمان خارجی «مردی به نام اُوه»

مردم همیشه می‌گفتند که اُوه «آدم گوشت‌تلخی» است، اما اُوه اصلاً گوشت‌تلخ نبود، او فقط عادت نداشت تمام مدت را این طرف و آن طرف بچرخد و لبخند بزند. آیا این موضوع دلیل می‌شود که با آدم شبیه جنایتکارها رفتار کنند؟ اُوه این طور فکر نمی‌کرد.

ادامه مطلب