غزلیات خواجه حافظ شیرازی

غزل شماره ۵ حافظ - دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را

دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را
۱۳ آذر ۱۴۰۰ | ۱۲:۵۰ کد : ۶۹ فرهنگی و هنری شعر و ادبیات دیوان حافظ
تعداد بازدید:۳۹
دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را ---- دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
غزل شماره ۵ حافظ - دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را

 

 

"غزلیات خواجه حافظ شیرازی"

 

«غزل شماره 5»

**دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را**

         

دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

ده روز مهر گردون افسانه است و افسون

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

آسایش دو گیتی تقسیر این دو حرف است

در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند

آن تلخ‌وش که صوفی ام‌الخبائسش خواند

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

آیینه سکندر جام می است بنگر

خوبان پارسی‌گو بخشندگان عمرند

حافظ به خود نپوشید این خرقه می‌آلود

       

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

باشد که باز بینم دیدار آشنا را

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

روزی تفقدی کن درویش بینوا را

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

اشهی لنا و احلی من قبلة العذارا

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

ای شیخ پاک‌دامن معذور دار ما را

کلید واژه ها: دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را شعر حافظ


نظر شما :