تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی

تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی

تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
۱۴ مهر ۱۴۰۰ | ۰۹:۱۵ کد : ۵۳ فرهنگی و هنری شعر و ادبیات دیوان حافظ
تعداد بازدید:۱۱
تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی -- ورنه هر فتنه که بینی همه از خود بینی
تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی

 

 

"غزلیات خواجه حافظ شیرازی"

 

«غزل شماره 484»

** تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی **

         

تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی

به خدایی که تویی بنده بگزیده او

گر امانت به سلامت ببرم باکی نیست

ادب و شرم تو را خسرو مه‌رویان کرد

عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار

صبر و جور رقیبت چه کنم گر نکنم

باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست

شیشه بازی سرشکم نگری از چپ و راست

سخنی بی‌غرض از بنده مخلص بشنو

نازنینی چو تو پاکیزه‌دل و پاک‌نهاد

سیل این اشک روان صبر و دل حافظ برد

تو بدین نازکی و سرکشی ای شمع چگل

 

ورنه هر فتنه که بینی همه از خود بینی

که بر این چاکر دیرینه کسی نگزینی

بی‌دلی سهل بود گر نبود بی‌دینی

آفرین بر تو که شایسته صد چندینی

ظاهرا مصلحت وقت در آن می‌بینی

عاشقان را نبود چاره بجز مسکینی

که تو خوشتر ز گل و تازه‌تر از نسرینی

گر بر این منظر بینش نفسی بنشینی

ای که منظور بزرگان حقیقت‌بینی

بهتر آن است که با مردم بد ننشینی

بلغ‌الطاقه یا مقله عینی بینی

لایق بندگی خواجه جلال‌الدینی

کلید واژه ها: حافظ تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی


نظر شما :