معرفی رمان ایرانی «بوی عطر نارنج»

رمان ایرانی «بوی عطر نارنج»

رمان ایرانی «بوی عطر نارنج»
۲۳ دی ۱۳۹۹ | ۲۲:۱۳ کد : ۳۷ رمان و داستان ایرانی
تعداد بازدید:۲۱۰
چند ساعتی در حافظیه روی نیمکتی روبروی درخت­های نارنج نشسته بودم و با اشتیاق خاصی به مردم، نگاه می­‌کردم. عده­‌ای در حال گرفتن عکس بودند و عده­‌ای دیگر در گوشه­‌ای فال می­‌گرفتند. محو تماشای دختر بچه‌­ای شده بودم که کنار حوض ماهی ایستاده بود و به مادرش اصرار می­‌کرد که به او اجازه دهد تا به داخل حوض برود و با ماهی­‌ها بازی کند. اما مادر دستش را می­‌کشید و مانع رفتن او می­‌شد.
رمان ایرانی «بوی عطر نارنج»

نویسنده: صدیقه یزدانی
ویراستار: نگار یزدانی
قطع رقعی
172 صفحه
ناشر: انتشارات نادریان
سال چاپ: 1398

بوی عطر بهار نارنج فضای آرامگاه حافظ را پر کرده بود. اردیبهشت شیراز واقعاً تماشایی و زیباست. به همین دلیل است که هرساله مهمان­‌های زیادی در این ماه به شیراز سفر می­‌کنند و بعد از زیارت شاهچراغ (ع)، آرامگاه حافظ را برای بازدید انتخاب می­‌کنند. به خاطر ارادت خاصی که به حضرت حافظ داشتم، هر زمان که دلم می­گرفت، به حافظیه می­‌آمدم، از فضای دل‌انگیزش لذت می­‌بردم و دلم با تفاُلی به دیوانش آرام می­‌گرفت.

چند ساعتی در حافظیه روی نیمکتی روبروی درخت­‌های نارنج نشسته بودم و با اشتیاق خاصی به مردم، نگاه می­‌کردم. عده­‌ای در حال گرفتن عکس بودند و عده­‌ای دیگر در گوشه­‌ای فال می­‌گرفتند. محو تماشای دختر بچه‌­ای شده بودم که کنار حوض ماهی ایستاده بود و به مادرش اصرار می­‌کرد که به او اجازه دهد تا به داخل حوض برود و با ماهی­‌ها بازی کند. اما مادر دستش را می­‌کشید و مانع رفتن او می­‌شد.

ناخود­آگاه یاد عزیز افتادم که همیشه می­گفت دختر باید حرف گوش­‌کن و مؤدب باشد.

- وااای... عزیز!

خیلی دیرم شده بود. حتماً الان عزیز دلش هزار راه رفته بود. دوست نداشتم از حافظیه دل بکنم، اما چاره­‌ای نبود. با سرعت مسیر داخلی آرامگاه را طی کردم، سوار اتوبوس شدم و خودم را به خانه رساندم. عزیز داخل کوچه ایستاده بود، به سمتم آمد و گفت: دختر... تو که منو نصف جون کردی! معلومه کجایی؟

بوسه­‌ای به گونه‌­اش زدم و گفتم: عزیز تو رو خدا منو ببخش، رفته بودم آرامگاه حافظ، گذر زمان رو حس نکردم.

- کاش یه کم هم به فکر منِ پیرزن بودی. دلم هزار راه رفت مادر...  من دیگه طاقت شنیدن خبر بد رو ندارم...

کلید واژه ها: بوی عطر نارنج صدیقه یزدانی نگار یزدانی انتشارات نادریان


نظر شما :