معرفی رمان خارجی «حیوانات شبگرد»

رمان خارجی «حیوانات شبگرد»

رمان خارجی «حیوانات شبگرد»
۲۳ دی ۱۳۹۹ | ۲۱:۴۳ کد : ۳۵ رمان و داستان خارجی
تعداد بازدید:۹۶
داستان به نامه‌ای بازمی‌گردد که ادوارد شوهر نخست سوزان ماروف در سپتامبر گذشته برای او فرستاد. ادوارد یک کتاب نوشته بود، یک رمان. و سوزان باید در مورد خواندن آن تصمیم می‌گرفت. او شگفت زده شده بود، زیرا در طول بیست سال به جز کارت‌های کریسمس از همسر دوم ادوارد که امضای «عشق» داشتند، هیچ حرف عاشقانه‌ای از ادوارد نشنیده بود.
رمان خارجی «حیوانات شبگرد»

 

نویسنده: آستین رایت
مترجم: مهدی مرسلی
ویراستار: شکوه موسوی
قطع رقعی
461 صفحه
ناشر: انتشارات نادریان
سال چاپ: 1398
ژانر جنایی معمایی

از روی این کتاب، فیلم جذابی نیز ساخته شده است.

نام اصلی این کتاب تام و سوزان است. از روی این کتاب فیلم بسیار جذابی با عنوان حیوانات شبگرد ساخته شده است.

داستان به نامه‌ای بازمی‌گردد که ادوارد شوهر نخست سوزان ماروف در سپتامبر گذشته برای او فرستاد. ادوارد یک کتاب نوشته بود، یک رمان. و سوزان باید در مورد خواندن آن تصمیم می‌گرفت. او شگفت زده شده بود، زیرا در طول بیست سال به جز کارت‌های کریسمس از همسر دوم ادوارد که امضای «عشق» داشتند، هیچ حرف عاشقانه‌ای از ادوارد نشنیده بود.

در حافظه‌اش ادوارد را جستجو کرد. به یاد آورد که  او می‌خواست داستان‌ها، شعرها، چرک‌نویسها و هر چه که بود را بنویسد. این را خوب به یاد داشت. این رئیس بود که برایشان مشکل ایجاد می‌کرد. ولی او فکر می‌کرد که پس از رفتن به بیمه، ادوارد نوشتن را کنار می‌گذارد که اتفاقاً چنین نشد.

در دوران پر از توهم ازدواجشان، سؤالی در ذهنش بود که آیا باید نوشته‌های شوهرش را بخواند یا نه؟ شوهرش یک تازه‌کار بود و او یک منتقد به معنای واقعی کلمه. دلیل این شک، خجالت خودش و خشم شوهرش بود. اکنون ادوارد لعنتی در نامه‌اش گفته بود که این کتاب خوب است و اینکه چقدر درباره زندگی و هنر آموخته است. ادوارد خواسته بود هنرش را به او نشان دهد، اجازه دهد تا بخواند و ببیند و برای خودش داوری کند. ادوارد گفته بود که او بهترین منتقدی است که تاکنون شناخته است و می‌تواند به او کمک کند تا رمانش به رغم شایستگی‌هایش، چیزی کم نداشته باشد. او می‌دانست که می‌تواند مشکلات احتمالی کتاب را به همسر سابقش بگوید. ادوارد گفته بود، زمـان را در نـظر بگیر، برخی واژه‌هـا با عجله و بلافاصـله پس از آمدن به ذهن

نوشته شده‌اند. امضا کرده بود، "ادوارد قدیم،" هنوز به یادت هست؟

امضا تحریکش کرده بود. او را به گذشته برده و کنار آمدن با گذشته را برایش یادآوری کرده بود. او نمی‌خواست گذشته را به یاد بیاورد یا به آن گوشه ناخوشایند ذهنش بازگردد، ولی به ادوارد گفت که کتاب را بفرستد. از اعتراض‌- ها و بدگمانی‌هایش احساس شرمساری می‌کرد. چرا ادوارد از او توقعی بیش از یک آشنا داشت؟ درگیری با این موضوع ساده‌تر از فکر کردن به چیزهای دیگر است. او نتوانست درخواست را رد کند. نکند هنوز در گذشته زندگی می‌کند؟ هفته بعد، بسته رسید. وقتی داشتند در آشپزخانه ساندویچ کره بادام زمینی می‌خوردند، دخترش دوروتی بسته را آورد. خودش بود و دوروتی و هنری و رزی. بسته کاملاً نوارپیچ شده بود. کتاب را بیرون آورد و صفحه عنوان را خواند: .....

کلید واژه ها: حیوانات شبگرد آستین رایت انتشارات نادریان شکوه موسوی مهدی مرسلی


نظر شما :