بورس چیست و در مورد آن چه می‌دانیم؟

بازار بورس به زبان ساده (قسمت اول)

شناخت اولیه از بورس
۰۸ دی ۱۳۹۹ | ۲۳:۴۶ کد : ۲۶ اقتصادی
تعداد بازدید:۲۴۹
در این مقاله سعی بر این است تا با زبانی ساده و روان، پایه و اساس بورس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و در خصوص عوامل افت یا افزایش قیمت سهام شرکت‌ها یا کارخانجات بحث شود تا با چشمی باز و با دانشی اولیه و حداقلی وارد این بازار جذاب شوید. البته که فقط با خواندن این مقاله، حرفه‌ای نخواهید شد و بایستی مطالب بسیار از منابع مختلف و حرفه‌ای‌تر و تخصصی‌تر را مطالعه نمود. کمااینکه باتجربه‌ها و استخوان خردکرده‌های این بازار، خودشان اذعان می‌دارند که دانش در این بازار، مطلق نیست و سقف ندارد بلکه نسبی است و بارها پیش آمده که بر خلاف تصورات و انتظاراتی که بر اساس علم و تجربه‌شان داشته‌اند، اتفاق دیگری افتاده است.

بازار جذاب بورس، عده‌ی زیادی از مردم جهان را به بند کشیده است. تعداد زیادی از این اسیران به بند کشیده‌شده، طناب را پاره کرده و عطایش را به لقایش می‌بخشند. اما عده‌ای اندک و باهوش نیز از این اسارت، نهایت استفاده را برده و سودهای سرشاری نصیب خود می‌کنند. زیرا اولاً قصد رفتن ره صدساله در یک شب را ندارند. ثانیاً می‌دانند که نوسانات، نفس این بازار است و با بالا و پایین رفتن قیمت سهام خود، عجولانه و احساسی تصمیم ‌نمی‌گیرند.

در این مقاله سعی بر این است تا با زبانی ساده و روان، پایه و اساس بورس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و در خصوص عوامل افت یا افزایش قیمت سهام شرکت‌ها یا کارخانجات بحث شود تا با چشمی باز و با دانشی اولیه و حداقلی وارد این بازار جذاب شوید. البته که فقط با خواندن این مقاله، حرفه‌ای نخواهید شد و بایستی مطالب بسیار از منابع مختلف و حرفه‌ای‌تر و تخصصی‌تر را مطالعه نمود. کمااینکه باتجربه‌ها و استخوان خردکرده‌های این بازار، خودشان اذعان می‌دارند که دانش در این بازار، مطلق نیست و سقف ندارد بلکه نسبی است و بارها پیش آمده که بر خلاف تصورات و انتظاراتی که بر اساس علم و تجربه‌شان داشته‌اند، اتفاق دیگری افتاده است.

 

اجازه دهید تا با یک مثال، آغاز کنیم.

یک مغازه فروش پوشاک را تصور کنید. قصد داریم گردش مالی و میزان فروش این مغازه را در طول فصل پاییز تا فروردین‌ماه سال بعد از آن، بررسی کنیم.
از اواسط پاییز، هوا آرام‌آرام در اکثر مناطق کشور، رو به سردی می‌گراید. درنتیجه لزوم استفاده از پوشاک زمستانه مانند کاپشن، کت، شال گردن و ... افزایش می‌یابد (افزایش تقاضا). اما مطمئناً اینگونه نیست که به ازای هر شهروند ایرانی، مثلاً یک کاپشن وجود داشته باشد (کاهش عرضه). بنابراین فروشنده می‌تواند پوشاک خود را با قیمتی بالاتر از ارزش واقعی آن به خریدار (متقاضی) بفروشد؛ زیرا می‌داند اگر من کالایش را نخرم، شما می‌خرید و اگر شما نخرید، دیگری خواهد خرید.
پس ارزش اقتصادی کالا (در اینجا پوشاک) با دو مشخصه سنجیده می‌شود: 1- ارزش واقعی کالا  2- قیمت فروش.
معیار خرید و فروش ما در مثال ما ارزش نیست بلکه قیمت است. اما چرا فروشنده، قیمت را بالاتر از ارزش واقعی آن به فروش می‌رساند؟ زیرا ما محتاج پوشاک زمستانه هستیم. چرا محتاج هستیم؟ زیرا می‌خواهیم خود را از گزند سرمای زمستان حفظ کنیم. و متأسفانه مغازه‌دار یا فروشنده، این نکته را به‌خوبی می‌داند.!!
پس در اینجا سرمای زمستان، دلیل بالا رفتن تقاضا بوده و بالا رفتن تقاضا منجر به افزایش قیمت کالا حتی بیش از ارزش واقعی خود شد. در این میان، چه کسی منتفع می‌شود؟ مشخص است: مغازه‌دار یا فروشنده.
حالا فرض می‌کنیم که اسفندماه است و فصل سرما آرام‌آرام رخت برمی‌بندد. درنتیجه نیاز به پوشاک زمستانه، کاهش می‌یابد (کاهش تقاضا). اکنون همان مغازه‌دار یا فروشنده که در طول دو سه ماه پیش از این، از قِبَل سرما و افزایش مشتری و درنتیجه افزایش دادن قیمت کالای خود، سود سرشاری کسب نموده است، با تعدادی از پوشاک زمستانه در مغازه‌اش روبروست که به هر دلیلی موفق به فروش آنها نشده است (افزایش عرضه) و به قول معروف، روی دستش باد کرده است.
او به دو دلیل بایستی هرطور شده، پوشاک فروش‌نرفته را بفروشد.
اول اینکه باید مغازه‌اش را از این اجناس خالی کند تا بتواند پوشاک جدید و عیدانه را (منبع سود بعدی) در آن جای دهد.
و دوم اینکه، به فرض به اندازه کافی فضا برای نگهداری پوشاک فروش‌نرفته زمستانی در اختیار داشته باشد. اما آیا قادر خواهد بود آنها را در سال بعد با هجوم انواع و اقسام پوشاک جدید و مدهای جورواجور و رنگارنگ به فروش برساند؟
بنابراین در این مرحله، مجبور به فروش کالای خود، زیر قیمت اصلی (ارزش واقعی)خواهد بود و به قول معروف چوب حراج به اجناس خود خواهد زد. هرساله نیز می‌بینیم که پوشاک زمستانه در آخرین ماه سال، نصف یا حتی یک‌سوم قیمت آن در یک ماه قبل‌تر عرضه می‌شود. بنابراین پایان سرما (دلیل)، منتج به کاهش تقاضا و افزایش عرضه، و این به نوبه‌ی خود منجر به کاهش قیمت پوشاک زمستانه خواهد شد.

اما از آن سو با نزدیک شدن به ایام عید و آغاز فصل بهار (دلیل)، افزایش تقاضا جهت خرید پوشاک عید را شاهد خواهیم بود. بنابراین فروشنده‌ی موردنظر ما می‌تواند حدود یک ماهی نیز از این داستان، سودی نسبتاً بالا عاید خود کند. طبیعی است که تا قبل از فرا رسیدن عید و ایام نوروز، تقاضا جهت خرید پوشاک عیدانه، بالا است. درنتیجه، این پوشاک هرچند با کمبود در بازار (کاهش عرضه) مواجه نباشند، اما با قیمتی بیش از ارزش واقعی خود به فروش می‌رسند. جالب است که دقیقاً پس از لحظه تحویل سال نو و ورود به سال جدید، قیمت پوشاک به‌تدریج به ارزش واقعی خود نزدیک شده و رفته‌رفته حتی به کمتر از آن میل می‌کند و این به دلیل کاهش تقاضا در بازار پوشاک است.
 

از مثال فوق مربوط به بازار پوشاک، چهار نکته را استخراج کرده و به بازار بورس تعمیم می‌دهیم:
1- افزایش تقاضا، منجر به افزایش قیمت کالا حتی بیش از ارزش واقعی آن خواهد شد و بالعکس، کاهش تقاضا منجر به کاهش قیمت کالا حتی کمتر از ارزش واقعی آن کالا می‌شود. پس می‌توان گفت که تقاضا با قیمت، رابطه‌ی مستقیم دارد.
2- کاهش عرضه (که خود می‌تواند به دلایل مختلف از جمله افزایش تقاضا باشد)، منجر به افزایش قیمت کالا حتی بیش از ارزش واقعی آن می‌شود و بالعکس افزایش عرضه (که خود می‌تواند به دلایل مختلف از جمله کاهش تقاضا باشد)، منجر به کاهش قیمت کالا حتی کمتر از ارزش واقعی آن خواهد شد. پس می‌توان گفت که عرضه با قیمت رابطه‌ی معکوس دارد.
3- دلیل یا دلایلی (مانند آغاز یا پایان فصل سرما و یا نزدیک شدن به آغاز سال نو)، باعث کاهش یا افزایش عرضه و تقاضا در بازار می‌شوند.
4- همچنین می‌توان گفت که عرضه و تقاضا رابطه‌ی معکوس با هم دارند و مانند دو کفه‌ی ترازو می‌باشند. سنگین شدن یک کفه باعث بالا رفتن کفه‌ی دیگر می‌شود.

حالا وارد بحث اصلی یعنی بازار بورس می‌شویم و چهار نکته‌ی فوق را به این بازار نیز تعمیم می‌دهیم. همه‌ی مطالب فوق درواقع به این دلیل آورده شد تا بگویم در بازار بورس بایستی سه اصل را در نظر داشته باشیم:
1- تقاضا     2- عرضه    3- دلیل یا دلایل افزایش یا کاهش این دو.
اگر بتوانیم این سه مورد را در خصوص نماد (*) موردنظر خود، شناخته و به آنها مسلط و تجزیه و تحلیل کنیم، می‌توان گفت سرمایه‌گذاری موفقی در این بازار جذاب خواهیم داشت. توجه کنید که جذاب در اینجا لزوماً به معنای بازاری تماماً و همیشه سودده نیست بلکه از این حیث جذاب است که شما نتیجه و مزد تجزیه‌وتحلیل خود را خواهید دید. دقیقاً مانند بازی شطرنج است که اگر از قواعد و تکنیک‌ها و تاکتیک‌های آن مطلع باشید و البته از این دانش به نحو احسن استفاده کنید، به احتمال زیاد برنده‌ی بازی خواهید بود و جذابیت بازی شطرنج نیز به همین کلمه‌ی «احتمال» است. یعنی با داشتن دانش و بکارگیری صحیح آن در بازی، باز هم درصد احتمالی هرچند اندک وجود دارد که بازنده باشید و همین ندانستن نتیجه، بازی را جذاب می‌کند. پیداست که وقتی برنده‌ی بازی باشید، جذابیت آن دوچندان خواهد بود.

(*) به هر شرکت، ارگان، کارخانه و امثال آن که سهام خود را در بازار بورس عرضه کرده باشد، یک نماد تعلق می‌گیرد و درواقع آن شرکت با آن نماد در بازار بورس شناخته می‌شود. به عنوان مثال نماد «شتران» نمایانگر شرکت پالایش نفت تهران و نماد «خپارس» نشان‌دهنده‌ی شرکت پارس‌خودرو است.

کلید واژه ها: بورس تقاضا عرضه


( ۱ )

نظر شما :