راهکارهای رفع آلودگی هوا

راهکارهای رفع آلودگی هوا

۲۴ آذر ۱۳۹۹ | ۰۹:۲۳ کد : ۲۵ اجتماعی
تعداد بازدید:۴۰۶
شاید در این روزهای کرونایی، به دلیل رفت‌وآمد و تردد کمتر مردم در شهرها، شاهد آلودگی کمتر هوا نسبت به پیش از دوران کرونا باشیم. اما یادمان باشد که بر اساس گزارش ارائه‌شده در سال ۲۰۱۹ توسط سایت IQAir که یک شرکت جمع‌آوری اطلاعات و فناوری در حوزه کیفیت هوای جهانی است، ایران در بین ۹۸ کشور آلوده جهان، رتبه بیست و هفتم را دارد. و در بین فهرست آلوده‌ترین شهرها هم در میان ۴۶۸۰ شهر جهان، تهران پایتخت ایران، جایگاه ۵۸۲ را به خود اختصاص داده است.
راهکارهای رفع آلودگی هوا

 

1- مقدمه

2- صنعت موتورسیکلت

3- خودروهای سنگین (اتوبوس ، مینی‌بوس ، کامیون)

4- خودروهای سواری

5- انرژی‌های پاک

6- ترویج فرهنگ دوچرخه‌سواری

 

 

1- مقدمه

شاید در این روزهای کرونایی، به دلیل رفت‌وآمد و تردد کمتر مردم در شهرها، شاهد آلودگی کمتر هوا نسبت به پیش از دوران کرنش و همه‌گیری این ویروس چموش باشیم. اما یادمان باشد که بر اساس گزارش ارائه‌شده در سال 2019 توسط سایت IQAir که یک شرکت جمع‌آوری اطلاعات و فناوری در حوزه کیفیت هوای جهانی است، ایران در بین 98 کشور آلوده جهان، رتبه بیست و هفتم را دارد. و در بین فهرست آلوده‌ترین شهرها هم در میان 4680 شهر جهان، تهران پایتخت ایران، جایگاه 582 را به خود اختصاص داده است.

مبنای رتبه‌بندی محققان شرکت فوق‌الذکر، اندازه‌گیری غلظت ذرات ریز معلق در هوا مانند سولفات، نیترات و کربن سیاه در هر مترمکعب است.

قطر این ذرات میکروسکوپی از 2/5 میکرون هم کمتر است و به دلیل ریز بودنشان، تا عمق ریه‌ها و دستگاه قلبی عروقی راه پیدا می‌کنند و به همین دلیل بسیار خطرناک شمرده می‌شوند.

طبق تخمین‌های سازمان بهداشت جهانی، آلودگی هوا هرساله باعث وقوع 7 میلیون مرگ زودرس در جهان می‌شود که عمدتاً در نتیجه‌ی بیماری‌های قلبی عروقی، عفونت‌ها و بیماری‌های تنفسی است.

پس روا است تا همچنان و حتی بیش از پیش، کارشناسان امر، عوامل ایجاد آلودگی هوا را شناسایی و در جهت رفع، خنثی نمودن یا به حداقل رساندن آنها، راهکارهای خود را به مسئولین اجرایی ابلاغ تا اقدامات مقتضی صورت پذیرد. هرچند برخی از این عوامل آلوده‌زا، روزانه در جلوی چشم ما رژه می‌روند و نیاز به کارشناسی آنچنانی هم ندارد (چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است).

حال یا کارشناسان امر، متوجه این عوامل نیستند و یا متوجه هستند اما به مسئولین ابلاغ نمی‌کنند و یا به مسئولین اجرایی ابلاغ می‌شود، اما به هر دلیلی رغبتی برای اجرای طرح‌های کارشناسانه توسط آقایان مسئول وجود ندارد. زیرا شاید منافع عده‌ای ازجمله کاسبان تحریم به خطر بیافتد؛ خصوصاً اینکه اکثر این طرح‌ها به حذف خودروهای بنزینی و جایگزینی آن با خودروهای هیبریدی یا برقی یا حداقل مصرف سوخت باکفیت می‌پردازند. یعنی اکثر این طرح‌ها با حذف بنزین یا به حداقل رساندن آن سروکار دارند و این به مذاق کاسبان تحریم خوش نمی‌آید. قاچاق بنزین هم که به جای خود، یکی از گزینه‌های کسب درآمد عده‌ای خدانشناس است.


به هر روی، نگارنده کارشناس آلودگی هوا نیست اما حال که در صداوسیمای میلی، به هرکس و ناکس بعنوان دکتر و مهندس و کارشناس در مسائل مختلف، اجازه اظهار فضل و نظر می‌دهند، اینجانب نیز به خود اجازه داده و در خصوص مسئله‌ی حیاتی آلودگی هوا، اندکی اظهار وجود و دلایل و راهکارهایی ارائه دهم.

 

2- صنعت موتورسیکلت:
 

همه ما دهه شصتی‌ها خاطراتی از موتورسیکلت‌های ژاپنی مانند هوندا 125، یاماها 100 و یاماها 125 داریم.

یادمان هست که موتورسیکلت‌های یاماها همیشه دودزا و به روغن‌سوزی معروف بودند. به همین دلیل در ایران با استقبال کمتری نسبت به هوندا مواجه شد و اراده‌ای بر ادامه‌ی واردات آن به کشور یا راه‌اندازی خط تولید و مونتاژ آن از سوی دولتمردان قبل و بعد از انقلاب بوجود نیامد. اما موتورسیکلت هوندا 125 به دلایل عدم روغن‌سوزی و برخورداری از صدایی متفاوت، هواداران بیشتری مخصوصاً در بین جوانان داشت که تاکنون نیز حتی با وجود مونتاژ آن در ایران و استفاده از قطعات ساخت داخل به غیر از انجین، همچنان طرفداران خاص خود را دارد و بیشترین سهم تولید موتورسیکلت در ایران را به خود اختصاص داده است.
اما باید توجه داشت که با بیش از 35 الی 40 سال جولان هوندا 125 در بازار موتورسیکلت ایران، سلایق و انتظارات مشتریان نیز تغییر و بالاتر رفته است. ولی متأسفانه خط تولید این موتورسیکلت مانند خط تولید برخی محصولات شرکت‌های خودروسازی در ایران، همچنان ثابت مانده و هیچ پیشرفتی نداشته است و شما اگر یک دستگاه موتورسیکلت هوندا 125 محصول سال 1399 یکی از شرکت‌های تولیدی و مونتاژ در ایران را با یک دستگاه از همین موتورسیکلت به صورت دست‌نخورده و استفاده‌نشده محصول 1365 مقایسه کنید، متوجه هیچ پیشرفتی که نمی‌شوید هیچ، بلکه در بدنه، باک و سایر قطعات خواهید دید که شامل پسرفت می‌شوند که درنتیجه افت کیفیت را به همراه دارد و این برای شرکت‌های تولیدی بعد از 35 سال یک افتضاح است.
شاید یکی از دلایل پافشاری و اصرار به عدم تغییر در کیفیت ظاهری و باطنی هوندا 125 در ایران از سوی شرکت‌های تولیدی، استقبال مردم از همین مدل و وجود بازار تقاضا برای آن و استمرار این تقاضا در طول سالیان دانست. اما باید در نظر داشت که یکی از دلایل استمرار این تقاضا، نه کیفیت بالا بلکه قیمت نسبتاً مناسب آن برای قشر متوسط است.
شاید کیفیت این موتورسیکلت در دهه شصت، بسیار بالا و عالی می‌نمود اما اکنون در آستانه آغاز قرن پانزدهم شمسی، و مقایسه آن با انبوهی از موتورسیکلت‌های برون‌مرزی (حتی هندوستان)، چه از حیث ظاهر و پرستیژ و چه از لحاظ قدرت، سرعت و انجین، شاید جزء پنج رتبه آخر دنیا باشد.

این کیفیت پایین، قطعاً آلودگی هوا را به دنبال خواهد داشت خصوصاً با مصرف بنزینی با سطح کیفی نامطلوب. همچنین در حال حاضر،سهم موتورسیکلت‌های بنزینی در آلودگی صوتی، پنجاه درصد است.

اما راهکار چیست؟

قطعاً اولین راهکاری که به ذهن می‌رسد، حذف این مدل موتورسیکلت از خط تولید است که البته این امر، تبعات و هزینه‌هایی به دنبال دارد من‌جمله کاهش درصد اشتغال. پس بنظر می‌رسد که این اقدام، درواقع پاک کردن صورت‌مساله است.
اما می‌توان خط تولید موتورسیکلت هوندا 125 را با خط تولید موتورسیکلت‌های به‌روزتر و با کیفیت بالاتر و حتی موتورسیکلت‌های برقی جایگزین نمود.
مزایای موتورسیکلت برقی نسبت به موتورسیکلت بنزینی کاملاً واضح و روشن است که مهم‌ترین آن کاهش یا درواقع به صفر رساندن آلودگی هوا و حتی آلودگی صوتی در این موتورسیکلت‌ها است. همچنین به دلیل سرعت کمتر نسبت به موتورسیکلت‌های بنزینی، دارای ایمنی بیشتری هستند.
خبر خوب این است که اندک شرکت‌هایی هستند که از سال 1394 اقدام به ورود موتورسیکلت‌های برقی از سراسر جهان مانند چین، ایتالیا و فرانسه نموده‌اند که البته انتظار این است که با سعی و تلاش متخصصین داخلی، شاهد راه‌اندازی خط تولید این موتورسیکلت‌ها در ایران بوده و از این طریق اشتغال‌زایی هم داشته باشیم.
و اما خبر بد این است که علیرغم تلاش و تحقیقات نوابغ و مهندسین داخلی در راستای تولید موتورسیکلت‌های برقی، متأسفانه حمایت چندانی از سوی دولت و شرکت‌های خصوصی از اینگونه پروژه‌ها صورت نمی‌گیرد. در صورتی که طی همین چند سال ورود موتورسیکلت‌های برقی به ایران، شاهد افزایش استقبال از آنها هستیم. حال اگر خط تولید همین موتورسیکلت‌ها را (حتی نه به صورت صددرصد)، در پی عقد قراردادهای بُرد بُرد با شرکت‌های خارجی در ایران راه‌اندازی کنیم، همانطور که ذکر شد، هم افزایش اشتغال را خواهیم داشت و هم کاهش قیمت نهایی یک دستگاه موتورسیکلت برقی برای مصرف‌کننده. در صورت ارائه پکیج‌های اقساطی از سوی تولیدکننده نیز خانواده‌های قشر متوسط هم می‌توانند هرچند به‌سختی، اقدام به خرید و استفاده از این موتورسیکلت‌های باصرفه را داشته باشند. باصرفه از این جهت که اولاً با استفاده از این موتورسیکلت‌ها، هم سلامت راننده و هم سلامت دیگران چه به لحاظ ایمنی و چه به لحاظ آلودگی، به خطر نمی‌افتد و ثانیاً صاحب موتورسیکلت دیگر مجبور به کنار گذاشتن قسمتی از درآمد ماهیانه‌اش جهت مصرف سوخت نیست و باتری موتورسیکلت خود را به‌راحتی با یک کابل شارژ مخصوص و مانند یک دستگاه لپ‌تاپ، شارژ می‌نماید که در برابر هزینه سوخت، اصلاً قابل مقایسه نیست.

 

3- خودروهای سنگین (اتوبوس، مینی‌بوس ، کامیون)

یادم هست روزگاری که جوانتر بودم (حدوداً 23 ساله)، فاصله منزل تا محل کار را هرروز با دوچرخه طی می‌کردم. این مسیر حدود 12 کیلومتر بود که فاصله خیابان شهید دوران تا میدان نمازی در شیراز را شامل می‌شد. شیرازی‌ها می‌دانند آن زمان (حدود 17 الی 18 سال پیش) و البته هنوز، اتوبوس‌های خط 10 و 70 و بعضاً مینی‌بوس‌هایی، وظیفه جابجایی مسافرین از میدان گل سرخ (میدان الله) تا میدان نمازی را بر عهده داشتند. این مسیر، یکی از پرترددترین مسیرهای شیراز است. بولوار مدرس، میدان ولیعصر، چهارراه زند، میدان امام حسین (ع) (میدان ستاد) و بالاخره میدان نمازی.
تمام طول این مسیر، شاهراه‌های اصلی شیراز را شامل می‌شوند و در طول آن، تردد اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌های زیادی را شاهد هستیم. البته به مرور زمان، از تعداد مینی‌بوس‌ها به هر دلیلی کاسته شد. حال یا به دلیل فرسودگی یا به دلیل عدم صدور مجوز تردد از سازمان اتوبوس‌رانی یا هر دلیل دیگر.
اما در آن زمان، متأسفانه هر دوی این عوامل دودافزا در طول مسیر، همسفر من بودند. تقریباً هر روز، اینجانب به‌ناچار پشت سر یکی از این غول‌های پردود و پرسروصدا قرار می‌گرفتم و با زحمت بسیار در آن ترافیک وحشتناک، موفق به ربودن گوی سبقت از آنها می‌شدم. اما در همان مدت کوتاهی که پشت این عزیزان بودم، مرا که به خاطر ورزش، تنفس هوای پاک و قوی کردن ماهیچه‌های پا، استفاده از دوچرخه را به همین دوستان ترجیح می‌دادم، مورد عنایت دود سیاه و قهوه‌ای خود قرار می‌دادند بطوریکه گاهی قصد می‌کردم عطای دوچرخه‌سواری را به لقایش ببخشم. در آن زمان مسیر تردد دوچرخه نیز وجود نداشت. درضمن این کوتاه‌ترین مسیری بود که می‌توانستم طی کنم. بنابراین چاره‌ای جز استقبال از این یاران همیشه همراه نداشتم.
خلاصه اینکه هر روز یا اتوبوس یا فرزندش مینی‌بوس، مرا مورد لطف خود قرار می‌دادند. خوشبختانه عبورومرور و تردد کامیون‌ها از این مسیر ممنوع بود و هست وگرنه یار سومی نیز همسفرم بود.
و خوشبختانه در این روزگار، بعضی از اتوبوس‌ها گازسوز شده و یا با اتوبوس‌های نو و تازه‌نفس جایگزین شده‌اند. برخی مینی‌بوس‌ها نیز بدلیل فرسودگی زیاد، اجازه تردد در خیابان‌ها را ندارند. اما هنوز هم هستند تعدادی از مینی‌بوس‌ها که بعنوان سرویس مدارس و اداره‌جات مشغول فعالیت می‌باشند و یا در مسیرهای کوتاه جاده‌ای بین شهرستان‌ها به حمل مسافر مشغولند. شایسته است که این خودروهای فرسوده و از رده خارج‌شده که اغلب بنز آلمان و فیات ایتالیا هستند، با مینی‌بوس‌های نو و تازه‌نفس جایگزین گردند تا هم آلودگی هوا کمتر شود و هم شاغلین و رانندگان محترم این خودروها قادر به ادامه فعالیت خود باشند. البته با در نظر گرفتن تسهیلات و شرایطی آسان برای این عزیزان. وگرنه چاره‌ای جز فروش مینی‌بوس خود و تبدیل آن به خودروی سواری نخواهند داشت که ممکن است برای همگی یا دست‌کم عده‌ای از آنها مقرون به‌صرفه نباشد.
بطور کلی نوسازی ناوگان اتوبوس‌رانی بایستی در دستور کار دولت و مسئولین مربوطه قرار گیرد. حال یا با راه‌اندازی خطوط تولید داخلی (هرچند به صورت شراکتی با کمپانی‌های مطرح دنیا) و یا ورود اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌های ساخت کمپانی‌های آن سوی مرزها؛ البته به دو شرط: اول خریداری از کمپانی‌های مطرح، قوی و استخوان‌دار که محصولاتی تضمین‌شده و با کیفیت بالا تولید می‌کنند نه کمپانی‌های نه چندان مطرح چینی. و دوم اینکه شرایط ورود و سنگ‌اندازی‌ها و هزینه‌های گمرکی به حداقل برسد تا در پی آن، قیمت نهایی برای مصرف‌کننده نیز کاهش یابد.

 

و اما در خصوص کامیون‌ها که بیشتر در جاده‌های بین شهری تردد دارند و گاهی عمر آنها به بیش از  60 سال می‌رسد!.
دیگر همه ما دهه‌ی شصتی‌ها، حتی پنجاهی‌ها و چهلی‌ها ! با کامیون‌های بنز و مان، ساخت آلمان و کامیون ماک ساخت آمریکا آشنا هستیم. بعدتر کامیون اسکانیا و ولوو ساخت سوئد و تازگی‌ها کامیون‌های چینی مانند دیگر کالاهای تولیدی آن کشور وارد ایران شدند. اما بدلیل گران بودن کامیون‌های جدید سوئدی و حتی چینی، صاحبان و رانندگان کامیون‌های قدیمی، استفاده از دستگاه قدیمی خود را حتی با خرج‌تراشی‌های بسیار، ترجیح می‌دهند. متأسفانه در مسئولین و دولتمردان هم اراده‌ای برای جایگزینی این شیران پیر جاده با شیرهای جوانتر دیده نمی‌شود. حال آنکه همانگونه که پیشتر در خصوص مینی‌بوس‌ها ذکر شد، در مورد کامیون‌ها نیز بایستی نوسازی ناوگان حمل‌ونقل باربری مدنظر قرار گیرد با همان دو شرط فوق که در خصوص مینی‌بوس‌ها گفته شد. خصوصاً اینکه کاربرد کامیون‌ها بسیار است از جمله: آتش‌نشانی، تانکرهای حمل آب و مایعات دیگر، کامیون‌های کمپرسی جهت حمل مصالح ساختمانی، کامیون کفی و کامیون‌های کشنده.

 

4- خودروهای سواری:
چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است.
آلاینده بودن خودروهای سواری وطنی، موضوعی است که اکثر ایرانی‌ها از نزدیک لمسش کرده‌اند و نیاز به بیان مساله نیست. موتورهای بکاررفته در اغلب خودروهای وطنی به اضافه کیفیت پایین بنزین، درصد آلاینده‌های خروجی از اگزوز خودرو را افزایش می‌دهد از جمله دی‌اکسید کربن که هوا را اسیدی ‌می‌کند یا مونوکسید کربن که بسیار سمی است.
راهکارها نیز مشخص است: بالا بردن کیفیت بنزین، بالا بردن کیفیت موتور خودرو و سیستم احتراق، افزایش واردات خودروهای خارجی و البته کاهش هزینه‌های گمرکی، و در آخر ایجاد زیرساخت‌هایی جهت تولید و یا واردات خودروهای هیبریدی و برقی.
مسلم است که سرازیر شدن خودروهای آن سوی مرزها به ایران، موجب افزایش رقابت در خودروسازان داخلی و درنتیجه افزایش کیفیت و حتی کاهش قیمت مصرف‌کننده خواهد شد.
ورود خودروهای خارجی و به‌خصوص خودروهای هیبریدی و برقی به ایران، و همچنین افزایش کیفیت بنزین، همانگونه که در بخش مربوط به «موتورسیکلت» نیز گفته شد، به مذاق برخی اندک خوش نمی‌آید و کسبشان کساد می‌شود. متأسفانه همین عده قلیل، فقط به‌خاطر حفظ منافع‌شان، سلامت جامعه‌ای را به خطر انداخته‌اند.

دقت کنید در همه مواردی که تا اینجا در خصوص انواع وسایل حمل‌ونقل ذکر شد، کیفیت بنزین و گازوئیل نیز نقشی به‌سزا داشته و درواقع بعنوان کاتالیزوری جهت افزایش آلاینده‌های این خودروها عمل می‌نماید که خود بحثی است جدا و تخصصی که در این مقال نمی‌گنجد.

همچنین بعنوان نکته آخر در این بخش، نباید لزوم گسترش خطوط مترو در پایتخت و شهرهای بزرگ را فراموش نمود. زیرا سهم بزرگی در کاهش ترافیک شهری و درنتیجه کاهش آلودگی‌ها و ذرات معلق در هوا خواهد داشت.

 

5- انرژی‌های پاک
مهم‌ترین و برجسته‌ترین انرژی‌های پاک شامل انرژی خورشیدی، انرژی باد و انرژی هسته‌ای می‌شود که البته انرژی هسته‌ای بدلیل هزینه‌های بسیار نسبت به سایر انرژی‌های پاک و همچنین خطراتی که در تأسیسات و نیروگاه‌های هسته‌ای مستتر است بطوریکه با کوچک‌ترین سهل‌انگاری، فاجعه‌ای عظیم را موجب می‌شود، در سطح جهانی چندان جهت تبدیل آن به سایر انرژی‌ها مورد استقبال قرار نگرفته است. اما کاربرد آن در صنایع گوناگون و به‌خصوص تأسیسات پزشکی بر کسی پوشیده نیست.
علی‌هذا کشور چهار اقلیم ایران با داشتن بیابان‌هایی وسیع، دارای پتانسیل فراوانی جهت تولید انرژی خورشیدی و انرژی باد است. با یک جستجوی ساده در اینترنت می‌توانید متوجه شوید که وسعت کویر لوت به‌تنهایی بیش از 40 هزار کیلومتر مربع و مساحت دشت کویر، حدود 77600 کیلومتر مربع است. توجه کنید که چه منبع عظیم انرژی خورشیدی و بادی فقط در این دو کویر ایران، خودنمایی می‌کنند.

شایسته است که از این منبع عظیم خدادادی در جهت تبدیل آن به سایر انرژی‌ها و مخصوصاً انرژی برق، استفاده و در این راستا همراه با ایجاد زیرساخت‌های لازم در این دو کویر پهناور، زمینه اشتغال‌زایی بسیاری از آحاد مردم و به‌خصوص مردم بومی آن مناطق را فراهم نمود. شما ببینید که همین کشورهای پیشرفته اروپایی و به‌ویژه فرانسه، درصد بیشتری از بودجه تعیین‌شده برای تولید انرژی را ابتدا به همین انرژی‌های خورشیدی و بادی و سپس انرژی هسته‌ای اختصاص داده‌اند و حتی بخشی از برق کارخانجات بزرگ تولیدی خود را از همین نیروگاه‌های خورشیدی و بادی تأمین می‌نمایند و به این ترتیب از آلایندگی کارخانجات خود نیز به دلیل استفاده از این انرژی‌های پاک به جای انرژی‌های فسیلی می‌کاهند.

 

 

 

6- ترویج فرهنگ دوچرخه‌سواری

بار اجرایی راهکارهایی که تا اینجا بیان شد، بیشتر بر دوش مسئولین است تا مردم. اما ششمین و آخرین راهکار در این مقال، بیش از هرچیز، همت مردمی را می‌طلبد. هرچند ایجاد انگیزه و فراهم کردن زیرساخت‌های حداقلی (مانند پیست دوچرخه‌سواری، معابر عبور دوچرخه در خیابان‌های شهر و ...) نیز در حیطه‌ی تصمیمات و اختیارات شهرداری‌ها و دیگر مسئولین مربوطه است.
خوشبختانه در چند سال اخیر، شاهد اقدامات مؤثری از سوی برخی شهرداری‌ها در شهرهای بزرگ هستیم. من‌جمله ایجاد معابر عبور این وسیله نقلیه و ایستگاه‌های دوچرخه‌های هوشمند با قابلیت ردیابی و البته استقبال نسبتاً‌ خوب مردم مخصوصاً جوانترها از این دوچرخه‌ها که یکی از دلایل آن، رایگان بودن استفاده از آنها می‌باشد.
بهر حال در جهت همه‌گیری و جا افتادن فرهنگ استفاده از دوچرخه بجای سایر وسایل نقلیه، بایستی هنوز اقدامات بسیاری صورت پذیرد و چه خوب است که خود مسئولین محترم، آغازگر این حرکت ارزشمند باشند.
حتماً به لطف شبکه‌های اجتماعی، چندتایی عکس از مسئولان آن سوی مرزها و به‌خصوص اروپایی را در حال دوچرخه‌سوای دیده‌اید که درواقع به جای استفاده از خودروهای ضدگلوله و تشریفاتی آنچنانی با چندین خودروی اسکورتی و چندین محافظ غول‌پیکر در جلو و پشت سر، به‌تنهایی و بدون هیچ خودرو و محافظی، مسافت بین منزل و محل کار خود را با دوچرخه طی می‌کنند.

 

در آخر، ذکر این نکته الزامی است که چند راهکاری که در این مقاله ذکر شد، تنها راهکارهای حل مساله آلودگی هوا نمی‌باشند. بلکه قطعاً عوامل متعدد دیگر ایجاد آلودگی و بالتبع، راه‌حل‌های متعدد دیگری نیز وجود دارند که در حیطه تخصص و دانش نگارنده نیست.

 

به امید روزی با هوای صد در صد پاک و عاری از آلاینده‌های ریز و درشت در سراسر جهان.

 

کلید واژه ها: آلودگی هوا آلودگی صوتی خودروی برقی انرژی خورشیدی


نظر شما :